تبلیغات
مداد شمعی - آمده ام برای یاری...

آمده ام برای یاری...

نویسنده :مداد مغزی
تاریخ:پنجشنبه 4 خرداد 1391-10:26 ق.ظ

متن زیر ترجمه ی آزاد بخش هایی از زیارت جامعه کبیره است که به همت سه نفر طلاب عزیز مدرسه نگاشته شده.
آقایان فیروزه چی،داوودی،توسلی.
این متن در ویژه نامه "هادی اندیشه" روزنامه خراسان به چاپ رسیده است.


صد تكبیر فراموشت نشود و بسم الله...
این آستان هر چند آن قدر رفیع است كه باید خاضع شوی در برابرش، اما هر چه دارد از خودش نیست منشأ این بزرگی، جای دیگر است، باید «الله اكبر» گفت...
السّلام ....
سلام بر شما خاندان نبوت و خانه ی رسالت، آنان که محل رفت و آمد ملائکه هستند و منزل گاه وحی و معدن رحمت الهی اند. آن گنجینه های علم و سر حد نهایی در حلم،  آن استوانه های کرامت و جلوداران امت و آن اختیار داران نعمت. شمایی که ریشه نیکان و تکیه گاه خوبان و زمامداران بندگان هستید. درود و رحمت الهی بر شما افزون باد.
سلام بر امامان هدایت و چراغ های ظلمت،  اسوه های پرهیزگاری و صاحبان خرد، دارندگان عقل و پناهگاه امت، وارثان انبیاء و دارندگان صفات والای انسانیت، دعوت کنندگان به نیکویی و حجت خدا بر اهل دنیا و آخرت. رحمت و برکت الهی بر شما با دوام  باد.
سلام  بر جایگاه های معرفت الله، سلام بر مسکن های برکت الله، سلام بر معادن حکمت الله،  سلام بر شما حافظان سرّ الله و حاملان کتاب الله،  سلام بر اوصیاء نبی الله، بر فرزندان رسول الله.
سلام بر شما دعوت کنندگان به سوی خدا و هدایت کنندگان به رضایت او. ثابت قدمان در اجرای امر حق و کاملان در محبت و عشق به ربّ. خالصان در توحید و آشکار کنندگان امر و نهی الهی.
سلام بر امامان دعوت کننده به حق و پیشوایان راهنما. سروران سرپرست و مدافعانِ پشتیبان از دین. همدم یاد خدا و فرمانداران و بر گزیدگان او.  گنجینه دانش الهی و حجت و راه او. رحمت و برکات خدا نثار شما باد.
آماده ام تا شهادت دهم ...
مولای من می خواهم در حضور شما شهادت دهم، اول به یگانگی خدا و رسالت رسولش و بعد به امامت شما. می خواهم  فریاد بزنم در گوش دشمنان اهل بیت، آنها که شیعه را متهم می کنند به شرک، كه همه هستی ائمه ما، از خداست. و امیدم اینست كه این شهادت را برایم نگه دارید تا روز تنگدستی و بیچارگیم.
«شهادت می دهم كه معبودی جز الله نیست، یكیست و شریكی ندارد. آنچنان كه خدا، خودش شهادت داده است و فرشته ها و آن ها که روشن شده اند به نور علم. معبودی نیست جز او كه شكست ناپذیر است و امر و نهی اش از روی علم  و حکمت.
شهادت می دهم كه محمد (صلی الله علیه و آله)، بنده ی انتخاب شده اوست و فرستاده ی مورد رضایتش. هدایت و دین حق را با او فرستاد تا بر تمام دین ها پیروزش كند، گرچه كه مشركان خوش نداشته باشند.»
نعمت های ویژه خدا برای هدایت بشر
«شهادت می دهم كه شما امامانی هستید، به قله رشد رسیده، هدایت شده، مقرّب، با تقوا، صادق و برگزیده. مطیع خدایید. به امر او قیام می كنید. هر چه او اراده می كند، انجام می دهید. با بزرگواری خدا، به رستگاری رسیده اید. از روی علم و آگاهی اش انتخابتان کرد و این گونه پسندید كه شما خلیفه او باشید در زمینش و حجت هایی بر مخلوقاتش و یاورانی برای دینش و نگهبانانی برای رازش و كلید دارانی برای علمش و امانت دارانی برای حكمتش و روشنگرانی برای وحیش و ستون هایی برای توحیدش و شاهدانی بر خلقش و نشانه هایی برای بندگانش و شعله های پر نوری در سرزمین هایش و راهنمایانی بر صراطش. از لغزش ها دورتان کرد و در گردنه های پر پیچ و خم فتنه ها، ایمنی تان بخشید و از آلودگی ها پاكتان گردانید، چه پاك كردنی! از هر پلیدی و پلشتی»
چه زیبا شکر این همه نعمت را به جا آوردید ...
«شما هم در برابر اینهمه نعمت خداوند، مقام بلندش را، تعظیم کردید. و جایگاهش را بزرگ شمردید و بزرگواریش را ستایش کردید. همیشه به یادش بودید. طناب پیمان با او را خوب محکم کردید و عاشقانه اطاعتش. درپنهان و آشکار، خیر خواهانه به راهش دعوت کردید با استدلال های روشن و با موعظه های تاثیرگذار. در راه رضای او همه وجودتان را فدا کردید  و در سختی های این راه، از صبر کمک گرفتید. نماز را با تمام وجود به جا آوردید و زکات و انفاق  فراموشتان نشد. به خوبی ها، امر می کردید و از بدی ها نهی.  در راه او، همه توانتان را به کار گرفتید تا توانستید دعوتش را علنی کنید و واجباتش را بیان و حدودش را اجرا.  شریعت و احکامش را گسترش دادید تا به مقام رضای الهی رسیدید و تسلیم قضایش شدید و فرستادگان گذشته  اش را تصدیق کردید.»
جانشین خدا روی زمین یعنی چه؟
 « آن که رو به غیر شما کند، از دین خارج  می شود، آن که همیشه همراه شماست، به مقصد می رسد و آن که در حق شما کوتاهی کند، نابود می شود چرا که حق آنجاست که شما باشید، بلکه حق در خود شماست، اصلا  منشآ حق  شمایید و بازگشت هر حقی به سوی شماست. میراث نبوت نزد شماست و بازگشت خلق به سویتان و حسابشان با شما.  سخن جدا کننده حق و باطل نزد شماست و نیز نشانه های خداوند و نور هدایتش و دلیل های واضح و روشنش همگی نزد شماست. اراده قطعی خدا، اطاعت بندگان از شماست و امر خدا به شما واگذار شده است.
هر کس ولایت شما را داشته باشد، ولایت خدا را دارد. هر کس با شما دشمنی کند، با خدا دشمنی کرده است. هرکس شما را دوست داشته باشد، خدا را دوست دارد. هرکس بغض و کینه شما را داشته باشد، بغض و کینه خدا را دارد. هر کس به  پناهگاه شما بیاید، در پناه خدا قرار گرفته است.
راه شمایید ...
 راه پایدار و مستقیم، خود شمایید و شاهدان این سرای زودگذر و شفیعان آن سرای ابدی و رحمت  همیشگی خداوند و آن نشانه پنهان و آن امانت حفظ شده.  مردم به وسیله شما، امتحان می شوند. هرکس پیش شما بیاید، نجات پیدا می کند و هرکه نیاید، هلاک می شود. خوشبخت، کسی است که ولایت شما را دارد و بیچاره آنست که دشمنی می کند با شما. محروم آن ست که انکار می کند شما را و گمراه آن است که دور افتاده است از شما.  رستگار آنست که با تمام وجود چنگ می زند به ریسمان شما. انکه به شما پناه آورد سعادتمند می شود. هر که از شما تبعیت کند، بهشت خانه اش می شود و هر که مخالفت کند، آتش جایگاهش.
ولایتتان، نعمت بزرگ خداست بر ما
سرشت و روح همه شما یکیست. خداوند به صورت نورهایی خلقتان کرد در عرش اعلی. تا این که خداوند، نعمت بزرگش را به ما عطا کرد و شما را مولی و رهبر ما قرار داد.  دعاهایمان را برای شما قرار داد و و ما را از ولایتتان بهره مند کرد تا اخلاقمان و جانهایمان پاک شود و کفاره ای باشد برای گناهانمان.  پس همه امیدم این است که نزد خدا جزو آنهایی باشم که تسلیم فضل و برتری  شما شده اند و همه می دانند که حقانیت شما را قبول کرده اند.
در انتظار دولت یار ...
پدرم، مادرم، خانواده ام و اموالم، همه فدای شما! خدا را شاهد می گیرم و خودتان را، که به شما و به آنچه ایمان دارید،  یقین دارم. به دشمنانتان و به هر چه به آن کافرید، اعتقادی ندارم. چشمانم با دیدن جایگاه شما و گمراهی مخالفانتان باز شده است. به بازگشتتان ایمان دارم و رجعتتان را تصدیق می کنم.  چشم براه فرمانتان هستم و منتظر، تا  دولت شما به پا شود. حرفهایتان را روی چشم می گذارم و به امرتان عمل می کنم. پناهنده شمایم و زائرتان. در برابر خدا، شما را واسطه کرده ام... قلبم تسلیم شماست وفکرم به دنبالتان. برای یاریتان آماده ام  تا خداوند دینش را به وسیله شما زنده کند و شما را باز گرداند و برای بر پا کردن عدلش، آشکارتان کند  قدرت و مکنت دهدتان در زمین.  با شمایم فقط با شما، نه با غیر شما.
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل ...
ای سروران من ! کجا می توانم ستایش شما را به شماره در آورم؟ هرچه تلاش کنم به قله رفیع مدح وجود شما نخواهم رسید و نمی توانم شما را توصیف کنم.
و شمایید که روشنی دل خوبان هستید و نیکان را راهنمایید و حجت خداوند جبارید.
با شماست که خداوند می گشاید و با شماست که پایان می دهد. و با شماست که آسمان را نگه داشت تا مبادا بر سر زمین فرود آید مگر به اجازه او. و با شماست که غم را می زداید و رنج ها را برطرف میکند.
و تنها نزد شماست آن چه پیامبران همراه آن ها نازل شدند و با آنها فرشتگان فرود آمدند.
... خداوند به شما مقامی را عطا کرد که به هیچ کس از جهانیان عطا نکرده است. هر شرافتمندی پیش شرافت شما سر خم کرد و هر متکبری به اطاعت شما اعتراف کرد و هر سرکشی پیش فضل شما به فروتنی افتاد و هر چیزی ذلیل شما شد.
... تنها با شماست که راه بهشت پیموده می شود و سزای کسی که ولایت شما را انکار کرد خشم خداوند رحمن است.
به فدای شما پدرم، مادرم، جان ناقابل خودم، خانواده ام و تمام دارایی ام.
ذکر شما بر لب تمام ذکر گویان جاری است. اسم های زیبای شما در میان تمامی اسمها میدرخشد. ... وه چقدر اسم های شما شیرین و دل نشین است، خودتان چقدر بزرگوارید و منزلتتان چقدر والا و دست نیافتنی است. چه بزرگ است حد و اندازه تان. چقدر پای عهدتان استوار هستید و چقدر صادقانه پای وعده و قرارتان ایستادید.
هر کلمه از زبان شما جز نور نیست. امر و فرمایشتان مایه رشد و هدایت است. سفارشتان خدا ترسی است. مگر میشود عملتان جز خیر چیز دیگری باشد؟ نیکی کردن عادتتان شده. خمیر مایه وجودتان با کرامت بسته شده است. جایگاهتان حق است و صداقت و نرمی و مدارا. کلامتان حکم است و بی شک اتفاق می افتد.
... اگر اسم خیر و نیکی جایی برده شود، شما ابتدای آن، شما ریشه آن، شما شاخ و برگ آن، شما معدن آن، شما پناهگاه آن و شمایید که پایان آن هستید. ...
دستم نمی رسد که ستایشی در خور شأنتان بیاورم و شأن زیبایتان را به شماره در بیاورم.
به یمن وجود شما...
با شما بود که خداوند ما را از خواری بیرون کشید و ما را از گرداب های رنج و غم رهانید و از لبه پرتگاه هلاکت نجاتمان داد.
پدر و مادرم و جان ناقابلم فدای شما. محض خاطر ولایت شما، خدا به ما دینمان را آموخت و دنیای فاسدمان را سامان داد. با ولایت شما بود که کلمه توحید به تمامیتش رسید و نعمت، عظمت پیدا کرد که بدون شما چه نعمتی؟ و پراکندگی و پریشانی مان به انس و الفت مبدل شد. و فقط به خاطر ولایت شما بندگی مان قبول میشود که بدون ولایت شما کدام بندگی؟
... پروردگارا ! ما به هر آنچه نازل کردی ایمان آوردیم و جای پای پیامبرت قدم نهادیم پس تو هم ما را از گواهان قرار ده.
پروردگارا ! نکند بعد از آن که هدایتمان کردی دلهامان را مایل به جای دیگری کنی.
آمدم ای شاه پناهم بده ...
ای ولی خدا ! بین من و خدا را پرده ای از گناهان فرا گرفته است که جز با لبخند رضایت شما محو نمیشود. پس قسمتان میدهم به همان خدایی که شما را محرم اسرارش قرار داد و زمام امور بندگان را به شما سپرد و بندگی اش را با اطاعت از شما گره زد، از او بخواهید گناهان مرا نادیده بگیرد و مرا شفاعت کنید که بدون شفاعتتان کمیتمان لنگ است.
... خدایا ! بدون شک اگر شفیعانی بهتر از پیامبر و اهل بیت بهترینش سراغ داشتم، آنها را شفیع خود قرار می دادم. پس تو را قسم به حقی که برای آنها بر گردن خود نهادی از تو با تمام وجود می خواهم که مرا با آن ها و حقشان آشنا کنی و محض شفاعت آنها دست نوازشی بر سرم بکشی ...



مناسبت این متن این بود که زیارت جامعه کبیره نقل شده توسط امام هادی (علیه السلام) است.


نوع مطلب : پاکان 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
حرف دل
جمعه 5 خرداد 1391 04:39 ب.ظ
همه دعا یک طرف همین چند خط آخرش یک طرف... خیلی به دلم میشینه...
متن قشنگی بود. کاش لینک روزنامه رو هم میزاشتی. خیلی گشتم ولی پیدا نکردم...
قلم نویسنده ها در پناه امام نقی(ع)
منتظرم...
یاعلی
التماس دعای فرج
آشنای غریبه
پنجشنبه 4 خرداد 1391 03:54 ب.ظ
باعرض سلام و تشکر فراوان از این سه دوست عزیز! و همچنین شما! خیلی زیبا بود تا حالا این قدر به معنی زیبا و دلنشین زیارت جامعه توجه نکرده بودم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
E:\scrolls\vertical2_.htm