تبلیغات
مداد شمعی - لطفا زمین را از ما نگیرید

لطفا زمین را از ما نگیرید

نویسنده :مداد مغزی
تاریخ:دوشنبه 20 آذر 1391-09:56 ب.ظ

یادم هست یکی دو سال پیش در جلسه هفتگی مان، سخنران از بد حجابی صحبت می کرد. می گفت: «بیرون که می ریم دیگه نمی تونیم سرمون رو بالا بگیریم. پایینم نمی تونیم نگاه کنیم. تازه وسطم اگه نگاه کنیم که...»
بیشتر باز نمی کنم که سخنران چه گفت در آن جلسه از نتیجه ی این نگاه ها...
◙◙◙
چهارشنبه ای در حرم بودم و داشتم با عجله خودم را به اتوبوس می رساندم. وارد صحن جمهوری شدم. چشمم صحنه ای را دید که مناسب آن جا نبود. سرم را پایین انداختم تا شاید سنگ فرش های حرم چشمانم را از تنهایی در آورند ولی... آنجا همان حالتی را پیدا کردم که سخنران جلسه مان تعریف می کرد. با خودم فکر کردم با این وضع حتما یکی از دعاهایمان باید این باشد که:
خدایا بی زحمت همین چشمها را بگیر، به جایش ایمانم را حفظ کن.
◙◙◙
حرفم با خانم هایی است که فقط امام رضا (علیه السلام) را نا محرم می دانند و تا به در خانه اش می رسند چادری به سر می اندازند. یا آن دسته از خانم هایی که ادعای آزاد اندیشی و روشن فکری دارند. فقط ادعایش را.
خانم محترم! کمی هم حواست به حقوق ما باشد. یک خواسته که بیشتر نداریم؛
لطفا زمین را از ما نگیرید... همین!!!


نوع مطلب : رویداد نویسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
حرف دل
دوشنبه 20 آذر 1391 10:44 ب.ظ
سلام.
خب شما که نصف بیشتر عمرتونو تو مدرستونین و همدیگه رو نگاه میکنین...
اگه جای ما بودین چکار میکردین؟؟؟
پاسخ مداد مغزی : سلام. خب یه زمانی که مثه شما بودیم. الان هم در هفته چندبار میریم بیرون.
خب حرف ما هم یه جور حرف دل شماست دیگه.
نیس؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
E:\scrolls\vertical2_.htm