تبلیغات
مداد شمعی - خودت را رها کن!

خودت را رها کن!

نویسنده :مداد مغزی
تاریخ:چهارشنبه 4 بهمن 1391-09:32 ق.ظ


                                                                           عکس تزئینی .... نیست

رو به روی تلویزیون ایستاده بود. اخبار شروع شد.
تکیه داد به ستون. خودش را رها کرد و نشست توی بغل ستون.
لحظه ای بعد، خیلی آرام به زمین رسید. آب هم در دلش تکان نخورد.

وَمَنْ یتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ  (طلاق - 3)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بی اعصاب
یکشنبه 8 بهمن 1391 01:31 ب.ظ
ما که نفهمیدیم چی شده خب درست بگو ببنیم چی شده ؟ اعصاب برای آدم نمیذارن ها
پاسخ مداد مغزی : هیچی هم که نفهمیدی، اینو فهمیدی که:
وَمَنْ یتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ (طلاق - 3)
همین بسمونه دیگه.
اگه بازم چیزی نفهمیدی، سرتو بزن تو دیوار، لا اقل اعصابت آروم بشه. :)
صادق
یکشنبه 8 بهمن 1391 01:29 ب.ظ
حاجی اگه خواستی منو لینک کن.
اشکال نداره
پاسخ مداد مغزی : باید روش فکر کنم.......
فکرامو کردم.
باشه. لینکت می کنم.
مهدی
چهارشنبه 4 بهمن 1391 11:33 ب.ظ
چی شده؟؟
چه خبره؟؟
به ما هم بگو آقا ابوذر.... به اون آنتن تون بگین به ما برسونه خبرا رو ...=)
پاسخ مداد مغزی : چی چی شده؟
شما وصل به سر حلقه شدی. از خودم بپرس چی شده.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
E:\scrolls\vertical2_.htm