تبلیغات
مداد شمعی - تو را به خدا...

تو را به خدا...

نویسنده :مداد مغزی
تاریخ:یکشنبه 22 بهمن 1391-09:28 ب.ظ

چند وقتی ست عده ای می گویند باید بیایی تا کار ها راست و ریست شود. بعضی ها قَسَمَت می دهند که «تو را به خدا بیا. فقط تو می توانی ما را از این بن بست (!) نجات بدهی»
امروز تو هم آمده بودی، با همه ی ... . بی خیال. الان چیزی نگویم بهتر است. شیرینی حضور میلیونی مان تلخ می شود. داشتم می گفتم: امروز تو هم آمده بودی ولی آنهایی که می گفتند بیا هم نیامده بودند. مثل اینکه. دور اطرافتان کسی نیست!



آقای هاشمی! نمی خواهی تجدید نظری بکنی؟ یک بار هم که شده حرف منِ نوپای جوان را گوش کن.
من می گویم «تو را به خدا نیا»
می دانی یاد چه می افتم؟ یاد روزهایی می افتم که همه به آقای گل جهان می گفتند نیا. جام جهانی افتخار بزرگی ست اما تو برای ما افتخار بزرگتری. خودت را برای ما نگه دار. خودت را برای خودت...
آقای هاشمی امروز نسل من به شما می گوید نیا. بگذار قاب عکس های امام را سانسور نکنیم. بگذار قیچی نکنیم عکس های قدیمی مان را.


نوع مطلب : رویداد نویسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
بی نام!
پنجشنبه 26 بهمن 1391 08:18 ب.ظ
سلام
میگم:نیا آقای هاشمی! اگر بیای، این مردم انتقام فتنه 88 رو ازت میگیرن!
حبیب
دوشنبه 23 بهمن 1391 10:35 ق.ظ
موفق باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
E:\scrolls\vertical2_.htm