تبلیغات
مداد شمعی - اقرار

اقرار

نویسنده :مداد مغزی
تاریخ:سه شنبه 18 مرداد 1390-02:43 ب.ظ


دیگر مرا به عتاب چه نیاز است که خود به سجده افتاده ام ای خدا.
خجلم یا رب  از آن دادها که خفه شد درگلویم از ترس قطع شدن نان.از آن اهمال هایی که به خاطر خشم رئیسم کردم و تو در تمام مدت خدا بودی.هنوز هم خداترینی حتی از رئیس اداره ام.
وای از آن شب ها که نخوابیدم از هول نان فردا و نشان دادی که یادت نمی رود مخلوقاتت را حتی اگر درختی باشد تنها،میان سنگ هایی سخت محاصره.
به این ماه رحمت قسمت میدهم که ببخشی مرا که اقرار می کنم خدای من همان خدای این تک درخت است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
هنوز منتظرم؟؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 19 مرداد 1390 05:17 ب.ظ
سلام!
با توصیه ای به مذهبیون به روزم!
التماس دعا!
یاس
چهارشنبه 19 مرداد 1390 02:12 ب.ظ
سلام
نجوای قشنگی بود در عین سادگی الفاظ ،حرف برای گفتن زیاد داشت
هنوز منتظرم؟؟؟؟؟؟؟؟
چهارشنبه 19 مرداد 1390 02:23 ق.ظ
سلام!
ما خیلی اوقات زبونی به خدا اعتماد داریم،غافل ازینکه فقط خودش برامون کافیه!
خدا هم انقدر مهربونه با اینکه چشممون دنبال بقیه س ولی بازم ولمون نمیکنه!
واقعا عاجزیم از درک همچین خدایی!
التماس دعا!
یانبی!
آگرین - دلنوشته
چهارشنبه 19 مرداد 1390 12:01 ق.ظ
ممنون دوست عزیز كه خبر دادی

خواندمت..........
دلبریان راوی جنگ
سه شنبه 18 مرداد 1390 10:52 ب.ظ
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

مداد شمعی عزیز میدونم داری مینویسی و مثل شمع آب میشی،ولی چرا منو درک نمیکنی ، شما که اهل منبر و تریبون و محرابی چرا ؟
به پیر به پیغمبر دوستتوون دارم ، ولی وقت کم میارم ، دست تنهایم .منوببخشید فکر بد نکنید
پاسخ پابرهنه : ما ارادتمند یادگاران8سال حماسه هم هستیم،ولی چه کنیم که دلمون تنگ میشه.
یا علی
majid
سه شنبه 18 مرداد 1390 08:51 ب.ظ
برای یک درخت همان جنبه ی اقرار را داشت
فریاد فداییان رهبر
سه شنبه 18 مرداد 1390 04:43 ب.ظ
سلام عالی بود. واقعا عکس زیبایی است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo
E:\scrolls\vertical2_.htm